<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>کودکان بی کتاب</title>
    <link>http://www.uneducatedchild.org/</link>
    <description>طرحی از جمعیت امداد دانشجوئی مردمی امام علی(علیه السلام)</description>
    <lastBuildDate>Sun, 05 Sep 2010 05:26:10 +0000</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss/</docs>
    <generator>XOOPS</generator>
    <category>News</category>
    <managingEditor>info at uneducatedchild dot org</managingEditor>
    <webMaster>info at uneducatedchild dot org</webMaster>
    <language>en</language>
        <image>
      <title>کودکان بی کتاب</title>
      <url>http://www.uneducatedchild.org/images/logo.png</url>
      <link>http://www.uneducatedchild.org/</link>
      <width>100</width>
      <height>34</height>
    </image>
            <item>
      <title>برایش دعا کنید</title>
      <link>http://www.uneducatedchild.org/modules/news/article.php?storyid=46</link>
      <description>امروز برای ثبت نام بچه ها باید به آنها واکسن می زدیم. که امیرحسین را دیدیم که حالش خیلی بد است و صدایش هم در نمی آید.&lt;br /&gt;اسهال و استفراغ داشت. دکتر گفت به خاطر وزن کمش و این که آب بدنش کم شده اگر دیر تر می اوردیدش احتمال مرگ داشت. فشارش افتاده بود. روی ویلچر راه می رفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شب که فامیل های نازنینش زنگ زده بودند این جمله را گفتند:&lt;br /&gt;&quot;مرد که مرد. سگ مرد !&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز یکی از معلم هایش او را به خانه اش برده.&lt;br /&gt;میخواهیم از خانه ای که الان آنجا است ببریمش. آنجا مجبورش می کنند کار کند.&lt;br /&gt;دعا کنید مادربزرگش قبولش کند&lt;br /&gt;دعایش کنید</description>
      <pubDate>Sun, 15 Aug 2010 04:21:29 +0000</pubDate>
      <guid>http://www.uneducatedchild.org/modules/news/article.php?storyid=46</guid>
    </item>
        <item>
      <title>دومین ازدواج در طرح</title>
      <link>http://www.uneducatedchild.org/modules/news/article.php?storyid=45</link>
      <description>سهیل از بچه های کلاس که 14 ساله است نامزد کرده است. این دومین ازدواج در بچه های تحت پوشش طرح است. سهیل خودش مدتی بود به کلاس نمی آمد. شاید دلیلش این است که می خواهد بگوید بزرگ شده .   سر کار می رفت. چند روز پیش نامزدش آمد و در کلاس ثبت نام کرد. اسمش ستاره است.</description>
      <pubDate>Sat, 14 Aug 2010 06:19:11 +0000</pubDate>
      <guid>http://www.uneducatedchild.org/modules/news/article.php?storyid=45</guid>
    </item>
        <item>
      <title>همایش طرح کودکان بی کتاب</title>
      <link>http://www.uneducatedchild.org/modules/news/article.php?storyid=42</link>
      <description>نگارش در تاريخ سه شنبه دوازدهم مرداد 1389 توسط تیم وبلاگ&lt;br /&gt;&quot;کتاب کودک سرزمینم را دود برد&quot;&lt;br /&gt;نخستین همایش طرح کودکان بی کتاب، طرح حمایت از کودکانی که به دلایلی از جمله&lt;br /&gt;اعتیاد، فقرمالی و فرهنگی خانواده، کار کودک، نداشتن سرپرست، نداشتن سند هویت و&lt;br /&gt;شناسنامه و ...از حق تحصیل محروم مانده اند، جهت جذب نیروهای انسانی و کمک های&lt;br /&gt;مالی در امور آموزشی، پزشکی و بهداشتی، روانشناسی و مددجویی و ... روز 5شنبه&lt;br /&gt;ساعت 14:30 الی 17 در فرهنگسرای ارسباران واقع در پل سید خندان خیابان جلفا برگزار میگردد.&lt;br /&gt;از کلیه دوستان خواهشمند است با معرفی طرح به خانواده و دوستان و دعوت از آنان&lt;br /&gt;برای حضور در همایش و تبلیغات در سایت ها ی دیگر و...ما را یاری نمایند</description>
      <pubDate>Tue, 03 Aug 2010 18:44:23 +0000</pubDate>
      <guid>http://www.uneducatedchild.org/modules/news/article.php?storyid=42</guid>
    </item>
        <item>
      <title>جلسه طرح</title>
      <link>http://www.uneducatedchild.org/modules/news/article.php?storyid=41</link>
      <description>جلسه عمومی طرح کودکان بی کتاب( آخرین جلسه پیش از همایش و تقسیم کار)&lt;br /&gt;شنبه ساعت 4 در خانه علم خاک سفید&lt;br /&gt;آدرس: خاک سفید خ زهدی تقاطع بهشت غربی طبقه فوقانی آزمایشگاه پاتوبیولوژی پاسارگاد&lt;br /&gt;همایش طرح روز 14ام برگزار خواهد گردید</description>
      <pubDate>Thu, 22 Jul 2010 12:30:00 +0000</pubDate>
      <guid>http://www.uneducatedchild.org/modules/news/article.php?storyid=41</guid>
    </item>
        <item>
      <title>جلسه اولیا</title>
      <link>http://www.uneducatedchild.org/modules/news/article.php?storyid=39</link>
      <description>جلسه اولیا با مربیان با حضور شش تن از مادر های بچه ها شارمین میمندی نژاد و سه نفر از رهجو های جلسات NA معتادان گمنام برگزار شد. که به نظر جلسه مفیدی بود و قرار شد که ادامه دار باشد.</description>
      <pubDate>Fri, 16 Jul 2010 19:36:27 +0000</pubDate>
      <guid>http://www.uneducatedchild.org/modules/news/article.php?storyid=39</guid>
    </item>
        <item>
      <title>اتمام درس ها</title>
      <link>http://www.uneducatedchild.org/modules/news/article.php?storyid=38</link>
      <description>با خسته نباشید به معلم های طرح&lt;br /&gt;درس شاگرد های کلاس اول تمام شده است&lt;br /&gt;منتظر صدور شناسنامه شان هستند تا ثبت نام شوند و به مدرسه بروند.&lt;br /&gt;درس کلاس دوم هفته بعد به پایان می رسد.</description>
      <pubDate>Thu, 08 Jul 2010 18:17:12 +0000</pubDate>
      <guid>http://www.uneducatedchild.org/modules/news/article.php?storyid=38</guid>
    </item>
        <item>
      <title>کلاس ها بعد از 6 ماه</title>
      <link>http://www.uneducatedchild.org/modules/news/article.php?storyid=37</link>
      <description>بچه های بزرگی که در طرح کودکان بی کتاب شروع به تحصیل کردند حدود 16 نفر بودند بچه هایی که خانواده هاشان عموما درگیر اعتیاد هستند و جز اعتیادشون حتی به بچه هاشون هم فکر نمی کردند. ما 6 ماه تمام هر روز با این بچه ها درس کار کردیم طی این 6 ماه هر روز بیش تر از دیروز بی توجهی والدینشون نسبت به این بچه ها را حس کردیم. والدینی که حتی گرفتن شناسنامه رو از بچه هاشون دریغ کرده بودند و جامعه ای خواب که تنها توجهش به این بچه ها فراموشی آنها و بی تفاوتی نسبت به آنها بود.&lt;br /&gt;وقتی این کودکان عزیز را سر کلاس آوردیم برای تحصیل حتی خودشون هم باور نمی کردند که می تونند مثل بچه های دیگه باسواد بشوند و کتاب بخوانند. و خانواده هاشون نه تنها بچه ها که ما را هم جدی نمی گرفتند.&lt;br /&gt;جمعیت امام علی با صبر و استقامت زیاد حرف به حرف و کلمه به کلمه به این بچه ها آموزش داد. بچه هایی که حتی نمی دونستند شستن دست و صورت تمیزی و بهداشت یعنی چه و این که چطور باید با یکدیگر و جامعه ارتباط برقرار کنند. بچه هایی که فقط با کتک زدن و خشونت می توانستند با هم حرف بزنند و الان بعد از 6 ماه این بچه ها سواد یاد گرفته اند و منتظرند که تیم حقوقی شناسنامه هاشون رو بگیره تا بتوانند سال دیگر مانند همه بچه ها در مدرسه حاضر شوند و به ادامه تحصیلشان مشغول شوند.&lt;br /&gt;بچه هایی که در جواب مشاورشان که پرسیده اگر این جا نیایید چی میشه؟ می گن : ما اگه حتی یک روز هم اینجا نیاییم مریض می شویم و ما معلم هایمان را دوست داریم.این کلمه ی ساده شاید از زبان اکثر بچه ها خیلی عادی و معمولی باشه ولی باورش برای ما که این کلمات از زبان این بچه های زجر کشیده شنیده شود واقعا باورنکردنی است و باز لطف خداوند را به یادمان می آورد. افرادی که در این طرح برای این بچه ها زحمت کشیدند هر لحظه حضور خدا را کنار این بچه ها احساس می کردند .افرادی که با دست خالی شروع به آموزش این بچه های عزیز کردند اما دستهای خالی شان را با ایمان به خدا و باور و عشقی که خداوند به این کودکان دارد پر کردند و به لطف خدا امروز کلاس این بچه ها به کلیه امکانات تجهیز شده تا همه چیز دست در دست هم این کودکان را یاری کند تا دیگر دردشان را والدینشان با دود مواد مخدر تسکین ندهند و با بی سوادی و بی معلوماتی آینده شان به تباهی نرود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معصومه نجفی</description>
      <pubDate>Thu, 08 Jul 2010 18:10:00 +0000</pubDate>
      <guid>http://www.uneducatedchild.org/modules/news/article.php?storyid=37</guid>
    </item>
        <item>
      <title>گزارش گونه ای از ماجراهای امیرحسین و دندان ها</title>
      <link>http://www.uneducatedchild.org/modules/news/article.php?storyid=36</link>
      <description>سوار تاکسی در راه بیمارستان امیرحسین گفت عموم برای این که درد دندون هام کم بشه (یعنی در واقع بچه رو ساکت کنه) تو یه کاغذ دود درست کرد. بعد دود رو کرد تو دماغم .(احتیاج به توضیح ندارد که چه حدسی باید زد)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از جمعیت کی پایه است بریم بزنیم عموش رو؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بهش گفتیم هیچ وقت هر چی شد نذار عموت این کار رو بکنه. هر دردی هم داشتی بهش نگو بیا به ما بگو.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولی یه سوال ما این دردمون رو به کی بگیم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوشبختانه یکی از دندون هاش رو کشیدیم. یکی دیگه هم باید بکشیم. البته با گرفتن دست و پاش برای یه امپول بی حسی و 2:0 ساعت وقت برای متقاعد کردن بچه ای که به هر حال اولین بار دندانپزشکی می رفت.&lt;br /&gt;</description>
      <pubDate>Tue, 15 Jun 2010 05:22:09 +0000</pubDate>
      <guid>http://www.uneducatedchild.org/modules/news/article.php?storyid=36</guid>
    </item>
        <item>
      <title>صورت جلسه طرح کودکان بی کتاب شنبه 22/خردادماه/</title>
      <link>http://www.uneducatedchild.org/modules/news/article.php?storyid=35</link>
      <description>این جلسه با حضور خانم زهرا رحیمی و تعداد 15 نفر از اعضای فعال در طرح در خانه ایرانی خاک سفید برگزار گردید. در ابتدای جلسه معصومه نجفی گزارشی از عملکرد طرح در ماه های اخیر ارائه داد. وی گفت در حال حاضر 4 تیم در طرح فعالیت می کنند: تیم مشاوره به سرپرستی رضیه میرآفتاب، تیم آموزش به سرپرستی معصومه نجفی، تیم مالی به سرپرستی پریسا احمدی و تیم حقوقی به سرپرستی امیر زارعان.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با تشکر از فرزاد حسینی عزیز برای کشیدی زحمت صورتجلسه </description>
      <pubDate>Sun, 13 Jun 2010 19:13:21 +0000</pubDate>
      <guid>http://www.uneducatedchild.org/modules/news/article.php?storyid=35</guid>
    </item>
        <item>
      <title>جلسه طرح 22 خرداد</title>
      <link>http://www.uneducatedchild.org/modules/news/article.php?storyid=34</link>
      <description>جلسه اجرایی طرح کودکان بی کتاب شنبه 22 خرداد 89 در مکان خانه علم خاک سفید راس ساعت 4:30 بعد از ظهر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگزار خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ادرس: خاک سفید-میدان رهبر-خ امین-خ بهشت غربی-طبقه فوقانی ازمایشگاه پاسارگاد</description>
      <pubDate>Thu, 10 Jun 2010 20:00:00 +0000</pubDate>
      <guid>http://www.uneducatedchild.org/modules/news/article.php?storyid=34</guid>
    </item>
      </channel>
</rss>